قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2750
تاريخ الفي ( فارسى )
خود و متعلّقان خود طلبيد . امير مودود نيز اين معنى را غنيمت دانسته اماننامهاى به سوگندهاى مغلّظه كه : اگر او بيرون آيد قصد او و مال و مردم او نكند ، نوشته فرستاد . بنابراين ، زن چاولى با اموال و اسباب خود بيرون آمده قلعه را تسليم امير مودود نمود . امّا ، احوال چاولىسقاوو در تواريخ معتبره چنين آوردند كه او بعد از بيرون آمدن از شهر موصل عنان عزيمت به صوب نصيبين ، كه والى آن بلده ايلغازى بن ارتق بود منعطف داشت . چون به نواحى نصيبين رسيد كس پيش امير ايلغازى فرستاده از وى مدد طلبيد . ايلغازى التماس او را قبول نكرده نصيبين را به پسر خود سپرده به جانب ماردين رفت . چاولىسقاوو چون بر اين حال اطلاع يافت بار ديگر ايلچى [ ى ] به ماردين « 1 » پيش ايلغازى فرستاده خود نيز به طريق ايلغار در عقب ايلچى خود متوجّه ماردين گشت « 2 » ؛ چنانچه بىخبر ايلغازى در وقتى كه ايلچى او پيش ايلغازى رسيده پيغام او مىگذرانيد ، امير چاولىسقاوو درآمد . چون چشم ايلغازى بر وى افتاد از جاى خود برجسته او را تعظيم و تكريم بسيار نموده ظاهرا در مقام خدمتكارى و مهمانبردارى درآمد . بعد از آن ، بهاتّفاق يكديگر به جانب بلدهء سنجار « 3 » رفته آن شهر را محاصره نمود . صاحب سنجار با ايشان در مقام صلح درآمده به ارسال تحف و هدايا ايشان را از سر محاصره درگذرانيد . بنابراين ، از آنجا كوچ كرده متوجّه بلدهء رحبه شدند . و امير ايلغازى هميشه فرصت مىخواست كه از دست چاولى مفارقت نموده به جانب ولايت خود بازگردد ، لهذا چون به قريهء عرابان ، كه از اعمال خابور است ، رسيدند ، نصف شب امير ايلغازى از اردوى چاولى جدا شده به جانب نصيبين رفت . چون ايلغازى از وى مفارقت نمود ، چاولىسقاوو همچنان عنان عزيمت به صوب رحبه « 4 » منعطف داشت . چون به ماكسين « 5 » رسيد ، صاحب مدينهء رها و سروج « 6 » تودويل « 7 » فرنگى ، كه مدّت پنج سال در موصل محبوس بود و در اين وقت چاولىسقاوو از موصل بيرون آمد ، او
--> ( 1 ) . ماردين : شهرى در تركيهء امروزى كه فاصلهء خط راهآهن آن با شهر حلب چهار صد و يازده كيلومتر است . در طىّ سالهاى هزار و هشتصد و نود و پنج اكثر مسيحيان اين شهر جلاى وطن كرده به دير زعفران رفتند ؛ - المنجد ، بخش اعلام . ( 2 ) . امير چاولى ، اين بار از شهر دارا ، شهر كوچكى در بين النهرين ، ايلچى خود را به نزد ايلغازى فرستاد . ( 3 ) . سنجار : قلعهاى است در نواحى موصل و ديار بكر ، گويند تولّد سلطان سنجر در آنجا واقع شد ؛ - خلف تبريزى ، برهان قاطع . ( 4 ) . رحبه : يا رحبهء مالك بن طوق ، يا رحبة الشّام شهرى است بر ساحل راست فرات ، مطابق ميادين كنونى . ظاهرا در زمان خلافت مأمون به وسيلهء مالك بن طوق بنا شده ؛ - دايرة المعارف فارسى . ( 5 ) . ماكسين : از شهرهاى ديار ربيعه است واقع در بين النهرين عليا . ( 6 ) . سروج : شهرى در جنوب تركيهء آسيايى ، نزديك مرز سوريه در ناحيهء ديار مضر . ( 7 ) . الكامل : بردويل .